شيخ حسين انصاريان
61
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
حقيقت نيّت انسان ، زمانى كه با كمك انبيا و امامان عليهم السلام ، و همت عالى عاشقان و دستگيرى پيران راه ، به نور معرفت آراسته شد و از طريق اين نور به اين حقيقت دست يافت كه حول و قوهاى جز حول و قوهء او وجود ندارد و در تمام هستى مؤثرى جز حضرت او نيست و مالك و رازق و عالم و قادر و مرادى غير او وجود ندارد و براى او اين معنى كشف شد كه : « لَيْسَ فِى الدّارِ غَيْرُهُ دَيّارٌ » از ما سوى اللّه قطع علايق مىكند و جز دوست و نام و ياد و ذكر دوست چيزى براى او نمىماند و تمام اشياى عالم را جز ابزار وسيله براى رسيدن به يار نمىنگرد و بود و نبود اشيا براى او مساوى مىشود ، در اين هنگام قلب خود را آيينهء تجلى عشق دوست و وجود خويش را ظرف انعكاس صفات يار مىبيند . در اين وقت ملاحظه مىكند كه تمام خواستهها و اراده و تدبيرش ، خواستهها و اراده و تدبير محبوب شده و انانيّتش از ميان رفت و جز دوست در ميانه نمانده و قلب و جان و هستى و وجودش عين نيّت و محض قصد براى رسيدن به حقيقت لقا و وصل يار شده و عشقى جز عشق معشوق حقيقى برايش نمانده . اينجاست كه محرك او براى تمام برنامهها فقط عشق به محبوب است و تنها آرزوى انسان اين است كه در همهء شؤون حيات رضاى يار را جلب كند و اين عشقى كه با كمك معرفت نسبت به حضرت دوست بهدست آورده حقيقت نيّت و جان اراده و قصد است . با اين نيّت است كه عبادت به مفهوم واقعىاش تحقق پيدا مىكند و در پرتو اين نيّت و اين عشق است كه يار هم عاشق انسان شده و بين عاشق و معشوق آن چنان جاذبهاى ايجاد مىگردد كه اگر همهء موجودات عالم بخواهند ، يك لحظه عاشق را